productImage
productImage

کتاب ناصرالدین

ارسال رایگان
مشخصات
نویسنده:محمدتقی عزیزیان زمانه
ناشر:نشر 27 بعثت
صفحات:252 صفحه
وزن:250 گرم
۷ روز ضمانت بازگشت کالا
ضمانت اصل بودن کالا
فروشگاه کتابستان معرفت
این محصول موجود است.
جهت نمایش قیمت و خرید، سایز محصول خود را انتخاب کنید

معرفی محصول

کتاب «ناصرالدین» روایتی مستند از زندگی و مسیر رشد شهید ناصرالدین باغانی است؛ جوانی که از نخستین سال‌های کودکی در فضای معنوی و مبارزاتی شهر قم پرورش یافت و در مسیر انقلاب، جهاد و علم، گام به گام پیش رفت. کتاب «ناصرالدین» حاصل پژوهشی است که نویسنده برای نگارش آن با خانواده، استادان، همرزمان و دوستان دوران تحصیل و جنگ شهید گفتگو کرده و از اسناد صوتی، تصویری و مکتوب بهره برده است. نویسنده با نثری روان و پر از جزئیات عاطفی، مسیر رشد ناصرالدین را از نوجوانی تا حضور او در میدان نبرد ترسیم کرده است.

شهید ناصرالدین باغانی در هشتم شهریور 1346 در خانواده‌ای روحانی در قم به دنیا آمد و در فضایی آمیخته با دانش دینی و روح انقلابی رشد کرد. دوران کودکی و نوجوانی‌اش هم‌زمان با تحولات پرتب‌و‌تاب انقلاب اسلامی بود و مهاجرت‌های پیاپی خانواده‌اش از قم به سبزوار و سپس تهران، او را در معرض تجربه‌های گوناگون اجتماعی قرار داد. ناصرالدین در مدارس شهاب، امیرکبیر، دین و دانش، و دکتر فاطمی درس خواند و از همان سال‌ها با جلسات فرهنگی و مذهبی و نیز فضای فکری انقلاب آشنا شد. در تهران، تحصیلات دبیرستان را در مدرسه شهید مصطفی خمینی ادامه داد و با حضور پررنگ در فعالیت‌های قرآنی، کلاس‌های حزب جمهوری اسلامی و کارهای فرهنگی، روحیۀ متعهد و مسئول خود را شکل داد. در همان سال‌ها، شوقش به خدمت الهی او را به جبهه کشاند. ابتدا در پادگان امام حسین (ع) آموزش دید و داوطلبانه به کردستان و سپس خوزستان رفت. پس از شرکت در آموزش‌های رزمی و تبلیغاتی، به گردان حبیب‌بن‌مظاهر از لشکر محمد رسول‌الله (ص) پیوست و در عملیات‌های بدر، کربلای 1، 4 و 5 درخشید. سرانجام در واپسین روزهای نبرد کربلای 5 در یازدهم اسفند 1365، در شلمچه بر اثر اصابت گلوله به صورت و سینه شهید شد.


در برشی از کتاب «ناصرالدین» می‌خوانیم:

سکوت سنگینی حاکم شد. هر نفر صدای نفس‌های خودش را می‌شنید. ناصرالدین داشت با آرامش مواد منفجره را به پایه‌های پل می‌بست، کار پایۀ اول تمام شد. از آن فاصله گرفتند و منفجر شد. زبانه‌های آتش عین قارچ بزرگی به هوا رفت و تکه‌های پل به اطراف پاشید. هرم آتش صورتشان را نوازش داد و صدای انفجار برای چند لحظه گوششان را کیپ کرد. سرشان را به سمت پل چرخاندند تا نتیجۀ کار را ببینند. پل آسیب جدی دیده بود؛ اما هنوز کار داشت. ناصرالدین از رسول خواست تا برای پایۀ دوم هم اقدام کنند.


مشخصات

نویسنده:محمدتقی عزیزیان زمانه
ناشر:نشر 27 بعثت
صفحات:252 صفحه
وزن:250 گرم

دیدگاه‌ها

empty-state
در حال حاضر دیدگاهی ثبت نشده!