productImage
productImage

کتاب فکر خوب نوک طلا

ارسال رایگان
مشخصات
نویسنده:فریبا حداد
تصویرگر:سمیه سادات شفیعی
ناشر:نشر 27 بعثت
صفحات:19 صفحه
وزن:100 گرم
۷ روز ضمانت بازگشت کالا
ضمانت اصل بودن کالا
فروشگاه کتابستان معرفت
این محصول موجود است.
جهت نمایش قیمت و خرید، سایز محصول خود را انتخاب کنید

معرفی محصول

قصه‌ای از اتحاد، شجاعت و الهام در دل جنگل

در دل جنگلی سرسبز و پرنشاط، جایی که پرندگانی رنگارنگ همچون پرحنا و نوک طلا خانه‌های خود را بنا کرده‌اند، ماجرایی هیجان‌انگیز در شرف وقوع است. اما سایه‌ی شوم کلاغ‌های بدجنس بر فراز این جنگل در حال گسترش است؛ کلاغ‌هایی که با نیات شوم خود، قصد دارند پرندگان بی‌دفاع را از خانه‌هایشان بیرون رانده و قلمرو آن‌ها را تصاحب کنند.

در این میان، نوک طلا، پرنده‌ای باهوش و شجاع، نمی‌تواند این تهدید را نادیده بگیرد. او که قلبی پر از عشق به جنگل و دوستانش دارد، به دنبال راهی برای مقابله با این دشمنان است. الهام‌بخش نوک طلا، قصه‌های رزمندگان است؛ داستان‌هایی از جانفشانی، مقاومت و پیروزی در برابر سختی‌ها. او همچنین به یاد می‌آورد که چگونه زنان پشت جبهه با تمام توان خود به رزمندگان یاری رساندند.

با اتکا به این الگوها، نوک طلا ایده‌ای درخشان به ذهنش می‌رسد: او تصمیم می‌گیرد از مادران پرندگان کمک بخواهد. نوک طلا باور دارد که اتحاد و حمایت مادران، نیروی لازم برای پیروزی را به آن‌ها خواهد بخشید. این داستان، نه تنها روایتگر دلاوری‌های نوک طلا و پرندگان دیگر است، بلکه بر نقش حیاتی مادران در مواجهه با بحران‌ها و توانایی آن‌ها در ایجاد همبستگی و امید تاکید می‌کند.

«فکر خوب نوک طلا» قصه‌ای است پر از پیام‌های ارزشمند برای کودکان:

  • اهمیت اتحاد و همبستگی: چگونه همکاری با یکدیگر می‌تواند بر مشکلات بزرگ غلبه کند.
  • شجاعت در برابر سختی‌ها: تشویق کودکان به ایستادگی در برابر ناملایمات.
  • الهام از قهرمانان: چگونه می‌توان از داستان‌های واقعی برای یافتن راه حل استفاده کرد.
  • نقش حمایت‌گر مادران: قدردانی از فداکاری و پشتکار مادران.

این کتاب، فرصتی است تا کودکان با مفاهیم ایثار، دفاع از خانه و قدرت جمعی آشنا شوند و بیاموزند که گاهی بهترین راه‌حل‌ها، از “فکر خوب” یک دوست و حمایت بی‌دریغ عزیزان نشأت می‌گیرد.



در برشی از کتاب «فکر خوب نوک طلا» می‌خوانیم:

هوا سرد بود و برف می‌بارید. نوک طلا و پرحنا روی شاخۀ درختی نشسته بودند و با هم حرف می‌زدند. یکدفعه صدایی از آن طرف جنگل شنیده شد: «قار قار قار…» پرحنا با نگرانی گفت: «وااای! این صدای شاغول‌خان و دوستاشه. این کلاغ‌های بدجنس می‌خوان ما رو از جنگل بیرون کنن.» نوک طلا اخمی کرد و گفت: «ولی من توی این جنگل بزرگ شدم و فلفلی و کاکلی رو همین‌جا به دنیا آوردم.»


  • کتاب «فکر خوب نوک طلا»؛ فریبا حداد

مشخصات

نویسنده:فریبا حداد
تصویرگر:سمیه سادات شفیعی
ناشر:نشر 27 بعثت
صفحات:19 صفحه
وزن:100 گرم

دیدگاه‌ها

empty-state
در حال حاضر دیدگاهی ثبت نشده!