کتاب من و جنگ
جهت نمایش قیمت و خرید، سایز محصول خود را انتخاب کنید
محصولات مشابه
معرفی محصول
مقدمه کتاب:
با مطالعه فراگیر جنگ هشت ساله و بازشناسی مراحل و مقاطع آن، به چشمه جوشان و حیاتبخشی دست مییابیم که میتواند جهانی را از منبع لایزال خویش سیراب کرده و تمام نسلها را در تمام عصرها به سر منزل عزت و سربلندی رهنمون سازد. رخدادهای بینظیر حماسه هشت ساله از ابتدا تا انتها، هرکدام سرفصل کتابی است از تمام نیازهای یک ملت، آن هنگام که میخواهد آهنگ پیشرفت در ابعاد مختلف را به دست توانمند خود بنوازد و در تعالی دنیا و آخرتِ خویش سرآمد روزگار باشد.
تجربههای گرانقدر و آموزههای ژرف آن دوران بیمثال که با هزینههای بسیار سنگین به دست آمده، کلید ترقی و تکامل نسلهای بشری است، به شرطی که بهخوبی بازشناسی شده، هنرمندانه ترسیم شود و مجاهدانه به ظهور بنشیند.
فرهنگ ما بهشدت محتاج درسها و عبرتهای دفاع مقدس است. آنها که سینههایشان سرشار از ناگفتههای ناب آن سالهاست، باید بیش از پیش در میدان جهاد فرهنگی حاضر شوند. ترس از ریا را کنار بگذارند و داشتههای خود را عرضه کنند.
وقتی در دهه هفتاد نوشتهها و یادداشتهایم با نام «منظومه انصار» انتشار یافت، هرگز باور نمیکردم که این برگ سبز ناچیز، مزین به تقریظی پدرانه، ادیبانه و هنرمندانه از سوی ولی امر مسلمین شود. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در نقدی منصفانه، افقی زیبا را برای نوشتههای مربوط به دفاع مقدس ترسیم کردند. ایشان فقدان جاذبه و زبان مناسب برای گزارش دفاع مقدس و آن صحنههای افسانهوش را برای این نوشته یادآور شدند و بهدرستی بیان داشتند «نوشته، بیشتر به یادداشتهایی که انسان برای به یاد ماندن حوادث مینویسد تا بعد آنها را منسجم و ترکیب کند شبیه است.» البته در ابتدای یادداشت خویش اینگونه مرقوم فرمودند «امتیاز این نوشته بر دیگر نوشتههایی که تا حال خواندهام(در مقوله خاطرات جنگ) این است که فصل آخر یعنی قبول قطعنامه و سپس حمله دوباره عراق را هم دارد.» و بالاخره این که در انتهای مکتوب شریف خویش آوردند «نوشته، بهخاطر ذکر تاریخ ریز حوادث، منبعی ذیقیمت است.»
اکنون «من و جنگ» با الهام از آن رهنمودها و با زبان و نگارشی دیگر به ظهور نشسته است. هر یک از قطعههای این مجموعه به مدت سه سال، ابتدا در ماهنامه فکه انتشار یافت و سپس شکل کتاب به خود گرفت. تمام اتفاقات به تحریر درآمده در این کتاب واقعی است. شخصیتها و تاریخ رخدادها همه مستند و برگرفته از چندین دفتر خاطرات و یادداشتهایی است که در طول دفاع مقدس ثبت شده است. به تعبیر دیگر، کتاب حاضر مستندی است از چگونگی حضور یکی از رزمندگان ِکوچک در جبهههای عظیم ِحق علیه باطل به عنوان سرباز، بسیجی و جهادگر که در نثری روایی تنظیم شده و میتواند بیانگر بخشی اندک از مجاهدات و ایثارگریهای مردم خوب این سرزمین در دفاع از اسلام ناب و ایران اسلامی باشد. گرچه باید به زبان قاصر و قلم لرزان خود در بیان قصۀ بلند جنگ اعتراف کنم و از سازندگان آن سرچشمه زلال و نورانی، عذرخواهی.
در خاتمه اعلام میدارم که «من و جنگ» ادای دین به خوبان این دیار و انجام وظیفه در رساندن پیام آن مردان خدایی است. آنها که با مجاهدات خویش، مفهوم انتظار را به زیبایی تجسم بخشیدند و زمینهساز ظهور آن یار بیمثال شدند. امید است خداوند بزرگ این متاع اندک را اثری دور از انتظار ببخشد.
یا مَن یُعطیِ الکَثیرَ بالقَلیل…
اَللّهُمَّ تَقَّبَل مِنّا
فتحالله نادعلی
1396
برشی از متن کتاب:
آخرین روز شهریور 59 بود. نزدیک ظهر با دو نفر از بچهها نشستیم توی جیپ و اطراف سایت شروع کردیم به گشتزدن. شنیده بودیم عراق در مرزها تحرکاتی داشته، اما تهران آرام بود. زبان به گلایه باز کردم و گفتم «ناسلامتی ما گروه ضربت تشکیل دادیم ولی کارمون شده گشتزنی! کاشکی میشد از پادگان میزدیم بیرون و میرفتیم تو روستاهای اطراف به کمک کشاورزها برای حفاظت از گندمهاشون تا مدافعین خلق، اونا رو آتیش نزنن یا حداقل برای سوادآموزی به روستاییها...» کلامم به آخر نرسیده بود که صدای غرش یک هواپیما ما را به خود آورد. هواپیمایی غولپیکر در ارتفاع بسیار پایین، به ما نزدیک میشد. شلیک گلولههای پوشالی از این هواپیما و دیدن پرچم عراق روی بدنهاش، کافی بود که متوجه شویم چه اتفاقی افتاده. گروهبان خلج کنار توپ 23 میلیمتری ایستاده بود و به آسمان نگاه میکرد. انگار باورش نمیشد جنگ شروع شده. آدم جگرداری بود ولی تا آن زمان هواپیمای عراقی ندیده بود، آن هم از نوع توپولف روسی!
او پرید پشت توپ و گفت «به نظرم ایرانیه. ببین! داره میره طرف فرودگاه.» راست میگفت. هواپیما به سمت فرودگاه مهرآباد میرفت. البته نه برای فرود بلکه برای بمباران. همین اتفاق هم افتاد. دود غلیظی از جنوب فرودگاه بلند شد. بعدا خبر رسید پنج فروند از هواپیماهای مهاجم، توسط پدافندهای ایران سرنگون شدهاند.













دیدگاهها