productImage
productImage

کتاب بچه های فرات

ارسال رایگان
مشخصات
نویسنده:لیلا قربانی
ناشر:جمکران
صفحات:140 صفحه
وزن:170 گرم
۷ روز ضمانت بازگشت کالا
ضمانت اصل بودن کالا
فروشگاه کتابستان معرفت
این محصول موجود است.
جهت نمایش قیمت و خرید، سایز محصول خود را انتخاب کنید

معرفی محصول

«لیلا قربانی» در داستان بلند « بچه های فرات » ماجرای نوجوانانی را روایت می‌کند که آوازه‌ی امام حسین (ع) و عزیمت او به کوفه به گوششان خورده و می‌کوشند در زمره یاران او باشند. آن‌ها شنیده‌اند که دعوت‌کنندگان امام (ع) حالا پشت او را خالی کرده‌اند. داستان از تردید بزرگترها می‌گوید و از ترس‌ها و طمع‌هایشان، از عزم نوجوانان پاک‌سرشت می‌گوید و از شجاعت و همدلی‌شان. با خواندن این داستان بلند بهتر می‌توانید بفهمید چه شد که ترس و تردید‌ها بر همراهمی با سیدالشهدا اثر گذاشت و چگونه شعور چند نوجوان باعث میل آن‌ها برای حضور در کربلا شد.


بچه های فرات عنوان داستانی بلند به نویسندگی لیلا قربانی است و چنانچه از نام آن مشخص است، روایتی متفاوت از فاجعه تاریخی کربلاست. شخصیت‌های اصلی آن چند نوجوان هستند که درگیر و دار رویارویی سپاه یزید و امام حسین(علیه‌السلام) در تنگنای سختی در می‌مانند و با پشت سر گذاشتن ماجراهایی دست آخر هر کسی راه خودش را بر می‌گزیند. راهی که او را در مسیر سعادت و یا شقاوت و یا سرگردانی خواهد برد.

این اثر در قالب داستانی بر اساس اخبار و اطلاعات تاریخی معتبر از منابع مرجع اقتباس شده و گویای تاریخ فاجعه کربلا و قیام امام حسین(علیه‌السلام) و هفتاد و دو تن از یاران اوست. سپاهی که توسط دشمن محاصره و در کمال ناجوانمردی در جنگی نابرابر درگیر شده و با گذشت قرن‌ها هنوز اوازه شجاعت و فداکاری آن‌ها در راه حق باقی است.


برشی از کتاب بچه های فرات:

معلوم نبود که چه اتفاقی افتاده است. علی و مالک به همراه همه اعضای خانواده کنجکاو از خانه بیرون آمدند. همسایه‌ها هم راه افتاده بودند. هنوز پرتوهای نارنجی خورشید، کوچه‌های روستا را بی‌رمق روشن می‌کرد. در کوچه بزرگ روستا، جمعیت زیادی جمع شده بودند. هر کس چیزی می‌گفت. علی جلوتر رفت تا خبر بگیرد.

– می‌گویند از سوی پسر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله آمده است.

– هیبتش به مردان جنگی می‌ماند.

– فرستاده حسین‌بن‌علی است.

به زحمت خود را به آنجا رسانده بود. با دست‌هایش از مردم خواست تا آرام باشند. یکی از میان جمعیت، با صدای بلندی گفت:

– ای مردم! آرام باشید. او حبیب‌بن‌مظاهر است. از سوی حسین‌بن‌علی برای شما پیغامی دارد.

با شنیدن این حرف همهمه‌ها خوابید. صدایی از کسی نمی‌آمد. گوش‌ها منتظر شنیدن بود. پیرمرد با سلام و صلوات بر پیامبر اسلام سخنش را شروع کرد:

– شما را به شرافت و بزرگی‌ای می‏خوانم که در روز قیامت خواهید داشت. پسر دختر پیامبرتان در بیابان کربلا، تنها و مظلوم، محاصره شده است. مردم کوفه او را دعوت کردند. حال که به سوی آنان آمده است، او را رها کرده و آماده پیکار با او شده‏اند. به خدا سوگند، هر یک از شما در کنار حسین کشته شود، در برترین جایگاه‏ها در بهشت، دوست و هم‏نشین محمد خواهد بود».

حبیب‌بن‌مظاهر با صدایی رسا با مردم حرف می‌زد و از مردان جنگی روستا دعوت کرد که برای یاری حسین‌بن‌علی شمشیر به دست بگیرند و در مقابل سپاه کوفه بایستند که کمر به قتل او بسته بودند. در این میان، مردم که گوش‌هایشان حرف‌های پسر پیامبر را از زبان حبیب‌بن‌مظاهر می‌شنید، منقلب شدند. مردی به نام عبدالله‌بن‌بشر از میان جمعیت شعری را خواند که بوی زنده شدن شجاعت می‌داد. گویی دیگر ترسی از حسن و پدر سعد و حکومتیان نداشتند.

مشخصات

نویسنده:لیلا قربانی
ناشر:جمکران
صفحات:140 صفحه
وزن:170 گرم

دیدگاه‌ها

empty-state
در حال حاضر دیدگاهی ثبت نشده!