شمه ای از زندگی امام حسن مجتبی علیه السلام (از ولادت تا شهادت)

شمه ای از زندگی امام حسن مجتبی علیه السلام (از ولادت تا شهادت)

منتشر شده در 1404/05/31

نام : حسن

لقب: مجتبی

کنیه : ابو محمد

نام پدر : علی

نام مادر : فاطمه

تاریخ ولادت : نیمه ماه مبارک رمضان سال 3 هجری

محل ولادت : مدینه طیبه

مدت امامت : 10 سال

مدت عمر : 47-48 سال

علت شهادت : تحریک معاویه وزهر جعده

نام قاتل : جعده دختر اشعث

محل دفن : بقیع


ولادت

​ امام حسن (علیه السلام) در شب نیمه ماه رمضان سال سوّم هجرت در مدینه تولد یافت . وی نخستین پسری بود که خداوند متعال به خانواده علی (علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) عنایت کرد. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بلافاصله پس از ولادتش، او را گرفت و در گوش راستش ‍ اذان و در گوش چپش اقامه گفت . سپس برای او گوسفندی قربانی کرد، سرش را تراشید و هموزن موی سرش - که یک درم و چیزی افزون بود - نقره به مستمندان داد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دستور داد تا سرش را عطرآگین کنند و از آن هنگام آیین عقیقه و صدقه دادن به هموزن موی سر نوزاد سنت شد. این نوزاد را حسن نام داد و این نام در جاهلیت سابقه نداشت . کنیه او را ابومحمّد نهاد و این تنها کنیه اوست.


القاب امام

​ لقب های او: سبط، سید، زکی ، تقی، حجت، برّ، امین، زاهد، طیب و مجتبی است که از همه معروفتر (مجتبی) می باشد.


همسران

​ 1. ام بشیر بنت ابی مسعود. 2. خوله بنت منظور. 3. ام اسحاق بنت طلحه. 4. سلمی بنت امرء القیس. 5. جعده بنت اشعث. 6. ام کلثوم بنت فضل بن عباس. 7. هند بنت عبدالرحمن بن ابی بکر.


فرزندان

​پسران: 1. زید. 2. حسن مثنی. 3. عمر. 4. قاسم. 5. عبدالله. 6. عبدالرحمن. 7. ابوبکر. 8. حسین اثرم. 9. طلحه. دختران: 1. ام حسن. 2. ام حسین. 3. فاطمه. 4. ام سلمه. 5. ام عبداللّه. 6. رقیه. برخی مورخان تعداد فرزندان امام حسن (ع) را بیش از این می‏دانند؛ اما همگی اتفاق دارند که نسل آن حضرت، تنها از طریق حسن مثنی و زید ادامه یافته است. از میان فرزندان امام حسن (ع) چهار تن در سرزمین کربلا، در رکاب عمویشان، امام حسین(ع) به شهادت رسیده و یکی از آنان (حسن مثنی) نیز در آن معرکه به شدت زخمی شد و سپس بهبودی یافت. 


اصحاب و یاران

​1. ابراهیم بن مالک اشتر.

2. عبداللّه بن عباس.

3. ابو ثمامه صیداوی.

4. جابر بن عبدالله انصاری.

5. جاریة بن قدامه.

6. جبلة بن علی شیبانی.

7. حبیب بن مظاهر اسدی.

8. حذیفة بن اسید غفاری.

9. رفاعة بن شداد.

10. سعید بن قیس همدانی.

11. قیس بن سعد انصاری.

12. سعید بن مسعود ثقفی.

13. سلیم بن قیس هلالی.

14. صعصعة بن صوحان عبدی.

15. عامر بن واثله کنانی.

16. عمر بن ابی سلمه.

17. کمیل بن زیاد نخعی.

18. ابو مخنف، لوط بن یحیی.

19. مسیّب بن نجبه فزاری.

20. میثم بن یحیی تمّار.

21. سعد بن مسعود ثقفی.


رویدادهای مهم

​1. از دست دادن جدّش، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، در سال یازدهم هجری.

2. فشارهای روانی مخالفان بر پدر و مادرش، پس از رحلت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم).

3. از دست دادن مادر خود، فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، در سال یازدهم هجری.

4. حضور در برخی از جنگ‏های مسلمانان علیه مشرکان، در عصر خلیفه دوم و خلیفه سوم.

5. ایجاد مهمان‏پذیر (مضیف) برای پذیرایی از مهمانان و مستمندان.

6. آبرسانی به خلیفه سوم، عثمان بن عفّان (که در محاصره انقلابیون مسلمان قرار داشت).

7. همراهی با پدرش، حضرت علی (علیه السلام)، در تصدیِ خلافت اسلامی، پس از کشته شدن عثمان بن عفّان به دست انقلابیون.

8. فرماندهیِ لشکر در جنگ‏های جمل، صفین و نهروان، در رکاب حضرت علی (علیه السلام).

9. از دست دادن پدرش، حضرت علی (علیه السلام)، در 21 رمضان سال 40 هجری.

10. تصدیِ غسل، نماز و دفن پیکر امام علی (علیه السلام) و پنهان نمودن قبرش از چشم مردم.

11. بیعت مردم با امام حسن (علیه السلام) در مسجد کوفه، پس از شهادت امیرالمؤمنین، علی (علیه السلام).

12. تصدیِ خلافت اسلامی، در 21 رمضان سال 40 هجری.

13. مکاتبات و ارسال پیام‏ها میان امام حسن (علیه السلام) و معاویه.

14. اعدام شدن دو جاسوس معاویه، در کوفه و بصره به فرمان امام حسن (علیه السلام).

15. اعلان جنگ معاویه علیه امام‏حسن(علیه السلام) و حرکت لشکریان شام به سوی کوفه.

16. اعلان آماده‏باش سپاهیان امام حسن (علیه السلام) و تهیه مقدمات جنگ در شهرها.

17. خیانت برخی از فرماندهان سپاه امام حسن (علیه السلام) و پیوستن به سپاه معاویه.

18. زخمی شدن امام حسن مجتبی (علیه السلام) در ساباط مدائن به دست جراح بن سنان (یکی از منافقان فرقه خوارج).

19. افزایش توان نظامی و روحی سپاه معاویه و کاهش تدریجیِ سپاهیان امام‏حسن(علیه السلام).

20. پذیرش صلح تحمیلی با معاویه و واگذاری خلافت اسلامی به وی در جمادی الاوّل (یا ربیع الأول) سال 41 هجری.

21. تعهد معاویه بر مفاد صلحنامه امام حسن (علیه السلام) و نقض آن، پس از سیطره کامل بر شهرهای اسلامی.

22. بازگشت امام حسن (علیه السلام) و خاندان امیرالمؤمنین (علیه السلام) از کوفه به مدینه مشرفه.

23. دسیسه معاویه در بیعت گرفتن از مردم برای ولایت عهدیِ فرزندش، یزید و واهمه او از امام حسن (علیه السلام).

24. تحریک و فریب جعده بنت اشعث کندی، همسر امام حسن (علیه السلام)، توسط معاویه برای کشتن امام حسن (علیه السلام) به طور پنهانی.

25. مسمومیت امام حسن (علیه السلام) به دست همسرش، جعده بنت اشعث کندی و شهادت آن حضرت پس از چهل روز بیماری، در 28 صفر سال پنجاه هجری، در مدینه مشرفه.

26. ممانعت عایشه، همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، مروان و هواداران بنی‏امیّه از دفن پیکر امام حسن (علیه السلام) در کنار مرقد مطهر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم).

27. دفن امام حسن(علیه السلام) درقبرستان بقیع، در جوار مرقد جده‏اش، فاطمه بنت‏اسد(س)



وصیت امام علی (علیه السلام) به امام حسن (علیه السلام)

​ امـام حـسـن (عـلیـه السـلام ) وصـیّ پـدرش امـیـرمـؤ منان بر خاندان و فرزندان و اصحاب پـدرش بـود و عـلی (عـلیـه السـلام ) بـه او وصیّت کرد که در آنچه وقف کرده و صدقه قرارداده نظارت کند و برای این موضوع ، ((عهدنامه ای )) نوشت که مشهور است.و وصـیت او به امام حسن (علیه السلام ) بیانگر نشانه ها و ارکان دین و چشمه های حکمت و بـرنـامـه هـای اخـلاقـی اسـت و بـیـشـتـر دانـشـمـنـدان بـزرگ ، ایـن وصـیـّت را نـقـل کـرده انـد و بـسـیـاری از فـقـها و اندیشمندان در جهت دین و دنیای خود از دستورهای آن وصیّت ، بهره مند شده اند.


سخنرانی امام حسن (علیه السلام) بعد از شهادت پدر

​ هـنـگـامـی که امیرمؤ منان علی (علیه السلام ) از دنیا رفت ، امام حسن (علیه السلام ) برای مردم خطبه خواند و حق خود (یعنی حقوق رهبری ) را برای مردم بیان کرد، یاران پدرش با آن حضرت بیعت کردند، بر این اساس که هرکه با او می جنگد، بجنگند و با هر که با او در صلح هست ، در صلح باشند.


زهد امام حسن (علیه السلام)

​ نویسندگان تراجم به اتفاق گفته اند: حسن بن علی (علیه السلام) پس از جدّ بزرگوارش پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و پدر گرامی اش علی بن ابیطالب (علیه السلام) از همه مردم زاهدتر بودند. شخصی به نام مُدْرِک بن زیاد می گوید: روزی در یکی از باغ های ابن عباس بودیم. غذای مناسبی آوردند. امام حسن (علیه السلام) دستور دادند که کارگران و خدمت گزاران را جمع کنند و آن غذای خوب را به آنها بدهند. مُدرِک می گوید: خود امام حسن (علیه السلام) لب به آن غذا نزدند و خود مشغول خوردن نان با قدری نمک شدند. وقتی به آن حضرت گفته شد شما خود چرا از آن غذای خوب میل نمی کنید، در جواب فرمودند: اِنّ ذاک الطَّعام احبُّ عندی، این خوراک را بیشتر دوست دارم.


گذشت امام حسن (علیه السلام)

​ روزی امام حسن مجتبی (علیه السلام) از راهی عبور می کردند. مردی از اهل شام با آن حضرت روبرو شد و بدون مقدمه شروع به ناسزا گفتن نسبت به امام (علیه السلام) کرد. حضرت امام حسن (علیه السلام) هیچ عکس العملی نشان نداد. وقتی آن مرد از ناسزا گفتن باز ایستاد، امام (علیه السلام) به او نزدیک تر شده، با تبسم به او سلام کردند. آن گاه فرمودند: «اگر اجازه بدهید حاضرم به شما کمک کنم. اگر چیزی لازم داری آن را برایت فراهم کنم یا اگر راه را گم کرده ای آن را به تو نشان دهم و اگر گرسنه ای ترا سیر کنم. اگر فقیری بی نیازت سازم. به هرحال اگر حاجتمندی حاضرم در برآوردن حاجت تو بکوشم». چون مرد شامی این رفتار را از امام حسن (علیه السلام) دید، ناگهان به گریه افتاد و گفت: اَشْهَدُ انَّکَ خَلِیفُة اللّهِ فی ارضِهِ؛ گواهی می دهم که تو خلیفه خدا در روی زمین هستی.


احسان امام حسن (علیه السلام)

​ مردی خدمت امام حسن (علیه السلام) آمد و عرض کرد ای فرزند امیرالمؤمنین (علیه السلام) به حقِ آن خدایی که نعمت بسیار بر شما کرامت فرموده است تو را قسم می دهم که به فریاد من برسی و مرا از دشمنی که حرمت پیران را نگه نمی دارد و به کودکان و نوجوانان رحم نمی کند، نجات دهی. امام (علیه السلام) پرسید دشمن تو کیست تا از او دادخواهی کنم. آن مرد گفت: فقر است. امام (علیه السلام) به خادم خود دستور داد: «هرچه ثروت در نزد تو هست به او بده». او پنج هزار درهم حاضر کرد و به او داد. امام (علیه السلام) رو به مرد فقیر کرد و گفت: تو را به خداوند متعال قسم می دهم که هروقت این دشمن بر تو رو آورد شکایتش را نزد من بیاور تا از تو دفع شر کنم.


جریان دردناک شهادت امام حسن (علیه السلام )

​ از جـمـله روایـاتـی کـه پـیـرامـون عـلّت شـهـادت امـام حـسـن (عـلیـه السـلام ) نـقـل شـده از مـغـیـره اسـت کـه گـفـت : وقـتـی کـه ده سـال از خـلافـت معاویه گذشت و تصمیم گرفت تا برای جانشینی پسرش یزید از مردم بـیـعـت بـگـیرد، برای ((جُعْدَه )) دختر اشعث بن قیس (سردسته منافقان ) پیام فرستاد که اگـر حـسـن (عـلیـه السلام ) را مسموم کنی ، من تو را به همسری پسرم یزید درمی آورم و صدهزار درهم نیز برای او فرستاد. جُعْده ، امام حسن (علیه السلام ) را مسموم کرد. معاویه آن مبلغ پول را به او بخشید، ولی او را همسر یزید نکرد، بعدا مردی از خاندان طلحه با او ازدواج کـرد و او دارای فـرزنـدانـی از جـعـده شـد، وقـتـی که بین آن فرزندان و سایر قـبـایـل قـریـش درگـیـری لفـظـی مـی شـد، فـرزنـدان جـعـده را سرزنش می کردند و می گفتند: یا بَنی مُسمَّةِ اْلاَزْواجِ! ای پسران زنی که خوراننده زهر به شوهرانش بود.!


وصیت امام حسن (علیه السلام)

​ عـبـداللّه بـن ابـراهـیـم مـخـارقـی )) نـقـل مـی کـنـد: وقتی که امام حسن (علیه السلام) در حـال احـتـضـار بـود، امـام حـسـیـن (عـلیـه السـلام ) را طـلبـیـد و بـه حـسین (علیه السلام ) فرمود: برادرم ! هنگام فراق است ، من به خدای خود می پیوندم ، مرا با زهر مسموم نموده اند و جگرم در طشت افتاده است ، من آن کس را که به من زهر داد، به خوبی می شناسم و می دانم که این زهر توسّط چه کسی فرستاده شد، در پیشگاه خداوند، خودم با او محاکمه می کـنـم ، تـو را بـه حـقـّی کـه بـر گردنت دارم سوگند می دهم که مبادا در این باره سخنی بـگـویـی ، در انـتـظار آنچه خداوند برایم پدید می آورد، باش ، وقتی که از دینا رفتم چـشـمـم را بـپـوشـان و مـرا غـسـل بـده و کـفـن کـن و بـر تـابـوتـم بـگذار و کنار قبر جدّم رسـول خـدا (صـلّی اللّه عـلیـه و آله و سـلّم) ببر، تا با او تجدید دیدار کنم ، سپس مرا کـنـار قـبـر جدّه ام فاطمه (بنت اسد) ببر و در همانجا به خاک بسپار، ای پسر مادرم ! به زودی بـدانـی کـه مـردم گـمـان مـی کـنـنـد تـو مـی خـواهـی جـنـازه ام را در کـنـار قـبـر رسـول خـدا (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ) دفن کنی ، می کوشند تا جلوگیری کنند، تو را به خدا سوگند می دهم مبادا به خاطر من به اندازه شیشه حجامتی ، خون ریخته شود سـپس درباره خانواده و فرزندان و آنچه از او باقی مانده سفارش کرد و امام حسین ( علیه السلام) را بر آنان وصی قرار داد و همچنین او را بر آنچه پدرش امیرمؤ منان علی ( علیه السـلام ) وصـیـّت کـرده بـود، وصـی خـود کـرد و شـایستگی امام حسین (علیه السلام ) را بـرای خـلافـت بـیان نمود و شیعیانش را به جانشینی آن حضرت راهنمایی کرد و به آنان فرمود: بعد از من حسین (علیه السلام ) نشانه اسلام و یادگار پیامبر (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ) ) است.


اشعار امام حسین (علیهالسلام) در سوگ برادر

​ وقتی از دفن جنازه امام حسن (علیه السلام) در کنار مرقد جد بزرگوارش پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) جلوگیری کردند، امام حسین (علیه السلام) دستور دادند جنازه را به بقیع منتقل کردند و آن را در کنار قبر جده اش فاطمه بنت اسد در خاک نهادند. طبق روایت ابن شهر آشوب وقتی امام حسین (علیه السلام) از دفن جنازه برادر فارغ شد اشعاری به این مضمون در سوگ برادر بر زبان جاری فرمودند: «حالا که بدن مطهّر تو را با دست خود کفن کرده، در قبر گذاشتم از این بعد چگونه می توانم شاد باشم و خود را آراسته سازم یا از زینت ها و امکانات دنیا بهره گیرم؟ من از این به بعد همواره در سوگ تو اشک خواهم ریخت و اندوهم در فراق تو طولانی خواهد شد. غارت زده کسی نیست که مالش را به غارتت برده اند؛ بلکه غارت زده کسی است که مصیبت مرگ برادر را دیده باشد. 


فضیلت و آثار گریه بر مصیبت امام حسن (علیه السلام)

​ ابن عباس روایت می کند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: آن گاه که فرزندم حسن مجتبی را با زهر شهید کنند تمام ساکنان آسمان وزمین بر او سوگوار می شوند. بدانید سوگواری و گریه بر مصیبت های فرزندم حسن بسیار فضیلت دارد. هرکس در مصیبت او گریه کند چشمان او در روزی که همه دیده ها نابینا خواهند بود روشن و بینا خواهد شد و دل او در روزی که تمام دل ها اندوهناک خواهند بود از غبار اندوه پاک خواهد شد و هرکس که مرقد او را در بقیع زیارت کند، قدم های او در پل صراط، در روزی که قدم ها بر آن لرزان شوند، از لغزش در امان خواهد ماند. 

برچسب ها
امام حسن
کریم اهل بیت
امام مجتبی
0