کتاب او نگاهش را به ارث گذاشت / حسن آبشناسان
جهت نمایش قیمت و خرید، سایز محصول خود را انتخاب کنید
محصولات مشابه
معرفی محصول
این کتاب به ذات شخصیت حسن آبشناسان جدای از یک فرد نظامی و یک فرمانده بزرگ جنگ می پردازد او را در طول مسیر 48 ساله زندگی اش می بیند و در مقطعی از آن به جنگ هم می رسد .
و این شخصیت او را باور پذیز و دوست داشتنی و شبیه به ما آدم ها می کند .
برشی از کتاب او نگاهش را به ارث گذاشت :
گیتی به چشم های سرخ حسن نگاه کرد. نگرانش بود گفت تو خیلی خسته هستی برو بخواب مجبور نیستی هر شب مطالعه کنی ! مطالعه را بگذار برای وقت های آزاد و روزهای تعطیل .حسن لبخندی زد و گفت : منظورت این است که فقط روزهای تعطیل غذا بخورم ؟
حسن گفت : خب به نظر تو می شود در روز یکبار وعده هم غذا نخورد و بعد از بدن کار کشید ؟ روح هم همین طور است می توانم به مغزم غذا ندهم و بعد انتظار داشته باشم فکرم درست کار کند؟
بریدهای از کتاب او نگاهش را به ارث گذاشت
این مرد بزرگ پس از شهادتش میراثی نداشت جز چهارهزار جلد کتاب و انبوهی از یادداشتهای عرفانی که از روح زیبای او سخن میگفت به پسرش افشین گفته بود پسرم من برای تو پول ملک و فرش به ارث نگذاشتهام. من در زندگی به دنبال بهتر کردن منزل وسایل زندگی یا پسانداز پولهایم در بانک نبودهام من در زندگی به دنبال ساختن شخصیت خودم بودم به دنبال شکلگرفتن نگاه و دیدگاهم به دنیا و مسائل جاری در آن امیدوارم آنچه در من نسبت به دین، اعتقادات و حس بندگی و تسلیم در مقابل پروردگارم محقق شده برای شما هم توشهای باشد و چراغ راهی













دیدگاهها